عکس های نمایش نامه خوانی «هیهات…»

۲ بهمن ۱۳۹۲ ۱:۰۵ ق.ظ ۲ دیدگاه

نمایش نامه خوانی هیهات، اول و دوم بهمن ماه در فرهنگسرای ارسباران به کارگردانی کامبیز بنان اجرا می شود. این نمایش نامه خوانی که اثری ناتمام از محمود استاد محمد است به گونه ای با دیگر نمایش نامه خوانی ها تفاوت دارد. به نظر من این تفاوتها این نمایش نامه خوانی را به یک تئاتر تبدیل می کند با این تفاوت که دیالوگ ها در دست بازیگراند.

نمایش نامه خوانی هیهات

نمایش نامه خوانی هیهات

موضوع مهمی در رابطه با جذابیت این نمایش نامه خوانی از دیدگاه من، ناتمام بودن آن است. کامبیز بنان در این باره گفت:

متاسفانه محمود استاد محمد این نمایش نامه را تا همین جا بیشتر نتونست ادامه بده، ما هم به رسم ادب تا همین قسمت بیشتر ادامه نمیدهیم تا رسم شاگردی را به جا بیاوریم.

کامبیز بنان و نقش آفرینان

کامبیز بنان و نقش آفرینان

هیهات

یادداشتی از محمد رحمانی:

منتظریم
منتظریم استاد
بعد از « کافه مک آدم»
که با کارگردانیت بر صحنه رفت
دیگر نمایشی از تو را ندیده ام
و حالا صندلیهای قهوه خانه ات خالیست
تا جوانانی بیایند و آن را پر کنند

مطمئنم دوست داشتی
که آخرین یادگاریت نیز بر زمین نماند
و جان بگیرد بر صحنه

حسین متولیان، نقش درویش

حسین متولیان، نقش درویش

ایمان دارم که تو نیز اینجایی
و روی یکی از این صندلیها
از شاگردانت با اخم ایراد می گیری

چقدر خوب
چقدر دلنشین که رهروانت
اینچنین عاشق به دنبالت می دوند
و به راهت می روند
تا پرچمی را که تو و یارانت
بر فراز تئاتر ایران برافراشتید
هرگز بر زمین نماند
و نمایشنامه هایت همچنان گرم و آتشین
خواب را از چشم خواب زدگان برباید
و زنهارشان دهد که ای شهرنشینان خوش نشین
برخیزید و غبارهای غفلت را
از چهره ها برگیرید و درست بنگرید
که تفاوت دوغ و دوشاب برایتان مبرهن گردد
تا مبادا اژدر و اژدرها
به هر بهانه ای فریبتان دهند و افعی شوند

هیهات... | Heihaat

آری دست به دست هم دهید
و بخروشید بر این همه بیداد
و نگذارید که فرصت بیابند و شما را ببلعند

کامبیز بنان و دوستانش چه خوب
حق مطلب را ادا کردند
و قالبهای خشک نقش خوانی را شکستند
تا صدایت را هرچه رساتر به گوشمان برسانند

ایشان بدون آنکه مدعی باشند
خوش درخشیدند
و نا تمامت را با اجرای خوبشان تمام کردند

فلور نظری هیهات

فلور نظری در هیهات

می دانم که هیچگاه از کلیشه های باسمه ای خوشت نمی آمد
آنان نیز همانطور که نگاشتی
کاراکترهایت را نشانمان دادند
و تمام سعیشان را کردند
تا فضای هولناک هیهات را دربیاورند

ایشان هیچگاه جرات ادامه اش را به خود نداند
و رسم شاگردی را نیک به جا آوردند
و با استفاده از قدرت موسیقی
شایدهای ذهن مخاطب را
آرام و مطمئن به سرانجام رساندند

برخیز
برخیز و به آنان بگو که اینجایی
می دانم که هیچ چیز مانند دست زدنت
خوشنودشان نمی کند

هیهات

هیهات

هیهات

هیهات

هیهات

برای تهیه بلیط به تیوال بروید

نقش خوان ها: حسین متولیان، فرزان غفاری ،رضا حسنی، امید محمد نژاد،
محمدجواد ستارالعیوب، ایلیا کیوان، سیامک پاکنژاد، هومن اطیابی،
علی فرحراد ، محراب زمانی و فلور نظری
آهنگساز: نیما نور محمدی
خواننده: افشین سیاه پوش
عکاس و طراح بروشور: نگین احمد
روابط عومی: الناز قراربخش،فریبا جدید

Share Button
مطالب ما را دوست دارید؟ همین حالا در خبرنامه شریک شوید.
علی‌سینا بهادری

درباره ی

علاقه و حرفه ی اصلی من کامپیوتر و نرم افزاره اما به عکس گرفتن خیلی علاقه دارم. از سال 1390 با دوربین DSLR کار کردم و عکاسی رو دوست دارم. موضوع هایی که روی این مجله قرار میدم اکثرا با تلخیص کمی ترجمشون کردم تا مورد استفاده ی دوستان علاقه مند قرار بگیره. لطفا نظرات خودتونو بهم بگید تا از اونا استفاده کنم.

۲ دیدگاه

  1. سيد حسين متوليان می گوید:

    مقابل مهربانی ات تمام قد می ایستم
    و سر خم میکنم
    تا بدانند و بدانم
    قیمت دوستی و مهر بی انتهاست…
    “هیهات…” سه تا نقطه در انتهایش دارد!
    و این یعنی حکایت لب گزیدنها و حسرت ها و اندوه های زمانه را پایانی نیست…
    یعنی مظلوم همیشه مظلوم است و ظالم همیشه ظالم؛ و در این میان جوانمرد، تنها کسی ست که نقش ماندگار از خود بجا میگذارد…
    “هیهات…” یعنی من ، تو ، ما،ظلم، عدل…
    ه”یهات” یعنی این داستان ادامه دارد

    Reply
  2. آنا می گوید:

    دست مریزاد دوستان. عالی بود. موفق باشید.

    Reply

وبسایت خودتان است. نظر بدهید

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک کنید.